کلفلین
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 18:44
دارم هانگر گیمز مسخره رو نگاه میکنم و همهش هم به خاطر روی ماه سم کلفلینه. در واقع فقط قسمت هایی که اون بازی میکنه رو میبینم. دیگه این که امروز میرم ج.ج.ا تا یه یاداوری کنم بهشون.یه عروسک دستی گرفتم ، مععععرکهست. یه جادوگره. تو مایه های جادوگر خنگ های کارتونا.
پیش پیش لالا
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 18:44
امروز که داشتم میرفتم از دم یه عطیقه فروشی رد شدم ، بین اون همه خرت و پرت یه کاسه رو دیدم که توش چندتا حیوون شیشهای بود. از اون مغازه ها بود که درش قفل داشت و باید زنگ میزدی. پر از چیزای هیجان انگیز. قیمت رو پرسیدم گفت گربههه برای سرو فرانسهس ، صدتومنه اما بقیه سی چهل تومنه. که خب من چیکار کنم حالا....
یادت بمونه
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 18:44
امروز از اون روزا بود. همون روزایی که دو سال پیش با بیدار شدنم از خواب ، شروع میشد. یه روزش بود که اولی حذف شد و دوتا دیگه موندن. یادمه تو وبلاگی که اون موقع داشتم ، نوشتم که یادت بمونه کی و چی و چه ، الانم مینویسم که یادم بمونه که کیا و چیا و چه ها که اتفاق نیوفتاد ، چون اون دوتا هم دیگه جایی ندارن...
.
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 18:44
تو این شرایط خیلی خیلی بد که همه چشما خیسه ، یکی از اعضا بهم گفت شمارهت رو برای برنامه دادن ، فردا هم جلسهست. من اینو به حساب یه معجزه میذارم ، یا امداد غیبی.
نصیحت هم نکن
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 18:44
پنجشنبه 2 شهریور 1396 ساعت 15:01 everyone you meet is fighting a battle you know nothing . about. be kind . ALWAYS
جانی واکر و پسرا
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 22:08
سهشنبه 17 مرداد 1396 ساعت 23:28 امشب یه لحظه سعی کرم با تمام تمام وجودم تو لحظه باشم، برای کمتر از یه ثانیه فکر کردم فلش بک زدم . "; } blogsky.ajax.onCommentSubmitFailure = function(e) { document.getElementById("comment-errors-m
فکرشم نمیکردی ، نه ؟!
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 22:08
And it feels like I'm flying above youDream that I'm dying to find the truthچه روزایی بود.کوتاه و لذت بخش و زودگذر.
در حال دیدن Gravity , مینویسم
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 22:08
از معارفه برگشتم. با اینکه خیلی زر زدن و منم جمعن در طول این ۴۸ ساعت ، ۷ ساعت خوابیدم ، لذت بردم. فقط باید چند تا سخنران خوب پیدا کنن زود تر. انقدر من من و عه عه کرد. میگیری چی میگم؟ اون کسی که فرم رو پر کرده ، میدونسته با چی طرفه و کجا میاد و هدفش چیه ، لازم نبود سه ساعت ناون استاپ ، قفلی یه چیز رو...
شجاع باش
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 22:08
تصمیم گرفتم طراحی و بپیچونم و برم قدم بزنم. همون جایی که همیشه عاشقش بودم. برام خودم. فردا هم هست برای طراحی. باید اینکاررو انجام بدم. شایدم نرم و برم همون طراحیم رو بکنم.
گزارشی جامع تر از حال و احوالاتم
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 22:08
خیلی خب هیچ کدوم از کار های مد نظرم رو نکردم فقط در به در دنبال قهرمان هزارچهره کمبل راه افتادم و در نهایت هم پیداش کردم. گرفتمش چون فکر کردم برای همین جا که قراره داوطلب کار کنم ، میتونم بعد از داستان خوانی ، براشون تفسیر کنم ، که از داستانا یاد بگیرن و غرقش بشن و شایدهم راهشون رو پیدا کنن به کمک ق...
از صدتا کتاب مقدس کاربردی تر و عارفانه تره
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 22:08
تائوت چینگ رو میتونم مثل کتابی که فرنی با خودش اینور اونور میبرد و بهش اعتقاد داشت ، همراه خودم ببرم و برم.
میدونستی نباید خواب هارو برای کسی تعریف کرد؟؟
-
تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 22:08
خواب دیدم knocked out شدم. یعنی اینطوری بود که داشتم یه چیزی مینوشتم ، بلند شدم دوباره برگشتم دیدم یه سری کلمه انگلیسی نوشته شده که فقط knocked out رو میشد تشخیص داد از بس بد خط بود. خط منم نبود و ادامه نوشتهم هم نوشته شده بود و هی میگشتم ببینم کی نوشته.اوج ماجرا اینجا بود که اومدم خیلی تحلیلی معنیش...
let's not fuck around
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 13:53
سهشنبه 10 مرداد 1396 ساعت 11:34 دیشب تا جایی که جان در بدن داشتیم بازی کردیم. برد گیم دسته جمعی خیلی حال میده و تازه الان دارم معنی دست
take that fake
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 13:53
داشتم به دخترای اطرافم فکر میکردم این که کلن هیچ چیزی رو دنبال نمیکنن که یه چیزی بشن. تمامش خلاصه میشه تو رابطه و پول و مهمونی. منظورم دقیقن اینه که اکثریت ، میرن درس میخونن و چندتا کلاس میرن که به چشم بیان ، دیده بشن نه به خاطر علاقه خودشون. تربیت خانواده ها یه طوریه که باب میل مذکر تربیت بشه دختر
eat them all
-
تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 10:39
دیشب سرم درد میکرد، نرفتم. شروع کردم به ظرف شستن ، زدم زیر گریه وسطاش ، خیلی جدی رو چارپایه با دستکش نشستم ، شروع کردم به گریه. همه چیز یادم اومد. یعنی میومد همینطور. میرم و جدا میشم. این وبلاگ خیلی نجات داده. ظلم رو تحمل نمیکنم. کلن دیگه تحمل نمیکنم. اون امکان گرمه هست هنوز ، پس کلهم. ما خودمون بود...
I'm a hero myself
-
تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 10:39
شبایی که چشمات تازه داره گرم میشه و صدای خش خش راه رفتن سوسک بین کاغذای پخش رو زمین میاد ، خیلی سنگینه. نه به خاطر اینکه وووووایی سووووسک بلکه به خاطر برنامه ریزیای که باید داشته باشی. اول نور موبایل رو زیاد میکنی ، بعد شروع میکنی به جست و جو تا یه بیضی مشکی که تند تند راه میره رو ببینی ، بعد بای
هرچه باداباد
-
تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 15:08
سهشنبه 27 تیر 1396 ساعت 21:44 هی میخوری به در و دیوار. اشکال نداره ، چشات باز میشن بالاخره.
to be
-
تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 15:08
روز خوبی بود امروز. با تمام نا امیدیم . شادی بی خبر از همه چیز گفت "ترشی نخوری یه چیزی میشیا" اومدم خونه از مامان پرسیدم ترشی این جا همون گهه؟؟ هنوز خندهش بند نیومده. فقط ده روز وقت دارم. کمه. تلاشم رو میکنم بببنم چی میشه دیگه. برنامه ها یهو عوض میشه. اگه قبول بشم عالی میشه فکر کنم. بیشتر آدمایی که ...
فرتاش
-
تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 15:08
این روزا ، هر ۲۴ ساعت اندازه یه سال میگذره. اگه بخوام از روز هایی که سرتا پام متحول شد رو نام ببرم ، امروز یکیشه.هکورومی ، آدم دوست داشتنی من.
گلچین روزگار چه خوش سلیقه است
-
تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 15:08
یکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت 09:11 یهجا یکی نوشته بود خودتو با "ریپ" مقایسه نکن.فکر کرده بود چستر فامیلیشه، آرآیپی اسمش. امتیاز: 0 0 پاسخ:یه سری هم میگفتن لینکین پارک مرد:)))