خرید بک لینک

من گفتم منفعله اما تو فهمیدی منتظر مرگ بود. 


برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: جمعه 9 فروردين 1398 ساعت: 13:18

سر بازی ، خودم رو انتخاب کردن و باید می فهمیدم که خودمم. باحال بود. منتظر بودم ته اسفند برسه و برم بالا منبر و از دست آورد هام که اکثرش خلاصه میشه در تغییراتی که در خودم به وجود آوردم بنویسم و یهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: جمعه 9 فروردين 1398 ساعت: 13:18

امسال سال سختی بود. برای همه. برای من هم بود حتا یکم فشرده تر.اما باحال بود.آره خب کانورس چُسَکیای که سه ماه هم تو پای من دوام نمی آورد و من اصلن کفش حسابش نمی کردم شده ۸۰۰ تومن یا بادی اسپلش ویکتوریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: جمعه 9 فروردين 1398 ساعت: 13:18

پنج شنبه 18 بهمن 1397 ساعت 22:06 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 10:54

یکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت 22:23

توفیق تطهیر.

قسامه.

ساعت.

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 10:54

جمعه 3 اسفند 1397 ساعت 23:19 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 10:54

حالم بهتره خدا روشکر ، از اخلاق سگم کاسته و به اخلاق حسنهام اضافه شده.نور بالا هم اومد ، کرمش همون روز بود. کلافگی هنوز مونده.یهو زد به سرم تمام وسایلم رو رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 12:07

آقاا ،من گفتم کاش کلاس حافظ خوانی پیدا کنم و اینا ، پیدا کردم !

دیگه اینکه پشتی بهم گفت شما حالت بهتره ؟! سرماخورده بودی ، نبودی. آقااااااااااااا. خیلی چسبید:))

دوست دارم برم تو تیمشون. جدی.

بچه ها و هوشی اومدن.

دیگه اینکه ما خیلی خوشبختیم که تو دوره ای از تاریخ فوتبال کشورمون هستیم که انقدرقوی هستن و می تونیم با کیف بازی ها رو ببینیم.

و خدارو صد هزار مرتبه شکر که فردوسی پور کسایی مثل میثاق رو تربیت و معرفی کرده. مثل خودش باهوش و عاشق.

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 12:07

خیلی خیلی وقته که دوست دارم برم ترکمن صحرا و قشم. این دو تا شهر رو باید خیلی زود ببینم. فصل جنوب که گذشت اما می شه رفت گرگان و گنبد کاووس و اون طرف ها. امیدوارم تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 12:07

شنبه 1 دی 1397 ساعت 14:04 چندوقته ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: يکشنبه 2 دی 1397 ساعت: 19:51

یه پسره رو آوردن ، داغان. از صورتش که هیچی مشخص نبود از فرط خون. به قدری هم عربده می زد از درد که احساس مشت تو شکم بهم دست داد. می گفتن از ساختمون پرت شده. طرف دو اینا بود که آوردنش تو راهرو. آروم خوابیده بود. دست راستش رو گذاشته بود زیر سرش ، هنوز رد خون از گوش و دماغ و ابروش ، مشخص بود. گوشه چونه ش هم کامل رفته بود تو.

پتویی که روش بود ، آروم با هرنفسی که می کشید بالا و پایین می شد. هیج وقت تصور نمی کردم انقدر از دم و بازدم کسی به وجد بیام. صحنه قشنگی بود.

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: چهارشنبه 14 آذر 1397 ساعت: 16:07

یه سکانس از اژدها وارد می شود بود که با دوست دختر وقت صدابرداره مصاحبه میکنن ، اونم میگه موقع هایی که خواب بودم میومد و صدای نفس کشیدنم رو ضبط می کرد، شما بودین عاشقش نمی شدین ؟

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: چهارشنبه 14 آذر 1397 ساعت: 16:07

سهشنبه 24 بهمن 1396 ساعت 23:15 کسایی که عاشق وطنشون بودن رو به جرم وطن فروشی گرفتن...امیدوارم بلایی سرشون نیاد. طاقت بیارن و آزاد بشن. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1397 ساعت: 16:37

شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 21:20 به افتخار کشف مهمم که یه عادت مشترک بین من و سلینجره ، این وبلاگ رو فعال میکنم دوباره.پ.ن: هنوز آزاد نشدن...همون عاشق ها.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1397 ساعت: 16:37

دوشنبه 20 فروردین 1397 ساعت 23:18 روحم تیر کشید. "; ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1397 ساعت: 16:37

صفحه بندی