شبایی که چشمات تازه داره گرم میشه و صدای خش خش راه رفتن سوسک بین کاغذای پخش رو زمین میاد ، خیلی سنگینه.
نه به خاطر اینکه وووووایی سووووسک بلکه به خاطر برنامه ریزیای که باید داشته باشی. اول نور موبایل رو زیاد میکنی ، بعد شروع میکنی به جست و جو تا یه بیضی مشکی که تند تند راه میره رو ببینی ، بعد باید بپری و سریع تر از میگ میگ ، اسپری رو بیاری تا دورتر نشده.
بعد از اینکه اتاقت کامل با بوی پیف پاف اشباع شد ، کولر رو میزنی رو تند و میشینی رو دسته مبل و این خاطره رو ثبت میکنی.
باید بگم که بعد از یه عالمه پیف پاف ، گیر افتاد زیرکاوری که رو زمین بود.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی