شاید اگه محدودیت ها رو یادآور نمیشدی ، الان بلند تر اوج میگرفتم
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 17:51
همیشه یه راه فراری برام بود. چیزی که با فکر کردن بهش کلهم گرم میشد، میتونستم از خیابون رد شم ، یا چشمام رو ببندم و بگم مهم نیست ، تو به خواست خودت اینجایی. نمیدونم کی بود ، چه روزی بود و خورشید کجای آسمون بود که اینطوری شدم. کسی از آینده خبر نداره اما اینطور که بوش میاد ، چیز جالبی نیست. منظورم اینه...
خوش به حالش
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 17:51
شقایق یکی از سال بالایی ها بود. پارسال همین موقع ها موتور میزنه بهش و میره تو کما. دیروز تولدش بود. امروز رفت. چجوریه؟ کاش میتونستم روزای زندگیمو بدم بهش.
چقدر ازت قول گرفتیم چشماتو باز کرده باشی دفعه بعد
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 17:51
شقایق عزیزم امشب ، شب اولیه که نیستی. واقعن نیستی. دیگه امیدی به برگشتت نیست. رفتی. تویی که میتونستی بهتر از خیلی های دیگه زندگی کنی و هنوز آدما و اتفاقای زیادی منتظرت بودن ، رفتی. عکسات رو میبینم ، پست های پارسال بچه ها که همه چقدرامیدوار بودیم و از
wi...l...l..y its not about you....just some old feelings
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:56
فقط میبینی وای چقدر فرق بعد میبینی اینا که مثل من نیستن و کم کم فاصله میگیری و اونقدر میگیری که کلن کسی رو کنارت نمیتونی تحمل کنی بعد یکی دیگه رو میبینی که حالش ناجوره و فکر میکنی این میتونه دوست خوبی باشه بعد میبینی ناجورتر از توعه و تو هی سعی میکنی حالش رو بهتر کنی اما این کار غلطه چون تو نباید نا...
میرزا تو عشقی
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:56
جمعه 5 خرداد 1396 ساعت 01:03 امروز یا بهتر بگم ، در واقع دیروز ، عالی بود. عااااالی.
share yourself ...completely...
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:56
شنبه 6 خرداد 1396 ساعت 13:03 روز خوبیه.
نیکا
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:56
شنبه 6 خرداد 1396 ساعت 23:04 تو یکی از آدم هایی هستی که بهش معتقدم.
برای سی و یک سالگی بالی ببره.
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:56
این همه زندگی ناهوشیار و سراپا تسلیم. تو نیز از آنِ شبی: بیارام ، رها کن خود را ، تو سپیدی و تنفسی ضربانی ، ستاره ای جدا افتاده ای جرعه و جامی نانی که کفه ترازو را به سوی سپده دمان فرو می آورد درنگ خونی تو میان اکنون و زمان بی کرانه. تولدت مبارک بالی. برات آرزوی شادی و شادی و شادی و شادی دارم. دوست ...
CPU KIND
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 23:56
از اول میخواستم برم اینور ، بعد وسطش شک کردم. اما آخر سر رفتم همین سمت و گس وات؟؟؟ سرخو رو دیدم.:)) نتیجه اخلاقی : همون چیزی که از اول انتخاب کردی. همین سمت همین سمت.
"نبودم؟"
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 0:22
بشوره ببره همه چیزو.
دو انگشتی
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 0:22
اون شعری که مال تو بود ، درحالی که اسم یه شاعر دیگه رو زدی. بعد من رفتم همه کتاب شعراش رو گرفتم و وقتی ازت پرسیدم اسم شعر چی بود که پیدا نکردم ، گفتی ،مال خودم بود. نمیدونم بهت گفتم یا نه ، اما نوشته بودمش اول دفتر طراحیم.
آقای امینی ، شما هم بله؟:))
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 0:22
خواب دیدم اومده اینجا کامنت گذاشته که فلان تیم هم اونقدرا بد بازی نکرد و اینا.بوبوکو.
be proud
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 0:22
سال گذشته ، همین روزا ، اولین قدم هام رو برداشتم.
فقنوس
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 0:22
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
کودکان فرشتهاند
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 22:39
یه انیمیشن دیدم برای بچه های سرطانی درست شده بود و چه آدمای خوبی. یعنی خوشحال کننده بود. بعضی وقتا فکر میکنم چقدر فاصله زیاده ، قرار نیست پر بشه..بعد میبینم مگه دست خودمونه ؟؟ مگه ما خواستیم ، یا اونا خواستن... یه مشت آدم ریخته شدیم رو زمین و مجبور به زندگی هستیم....
a wanderer
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 22:39
Many times I've been a travellerI looked for something newIn days of old when nights were coldI wandered without you
Willy
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 22:39
یهو اومد تو فکرم دوباره. چون یجورایی آثارش همیشه باهامه. بعد دیدم۹۲ و ۹۳. ۳ اردیبهشت.اومدم چک کنم امروز چندمه ، دیدم سه سال پیش ، همین موقع._اما این روزا قشنگن و منم خوشحالم. این رو میگم که بعدن ، وقتی اینا رو میخونم به این فکر نکنم که چندین بار دل و روده گذشته رو محض زجر دادن ، در آوردم. این فقط ی...
کااارپه دیم هانی
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 22:39
دیروز انجمن شاعران مرده رو تموم کردم و فیلمش رو هم تیکه تیکه دیدم. در حدی که یه پس زمینه داشته باشم تا حالا کامل ببینم. تااااد چه مهربوووووونه دستاش قد آآآسمووووونه._دیگه اینکه دلم برای کوکو تنگ شده. هوا این روزا خییییلی باحاله.سسی یه سری دوست تازه پیدا کرده.سمور و ساغر که هردوشون هم منقرض شدن.
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 22:39
اگه انجمن شاعران مرده ، شعر های فارسی رو میخوندن ، دیوونه میشدن.
How does that make you feel?
-
تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 13:20
زن بودن چه زیاد سخته.پپه رو دیدم یه دفعه. خیلی هیجان انگیز بود.دلم براش تنگ شده بود. می گفت میخواد عکس ها رو ظاهر کنه. پیرسش بود هنوز. به صورت مخفی. یه متر پارچه بوم دستش بود. از رنگ روغن بدم میاد. سالیان دراز ، زمان می بره تا خشک بشه. داشت از کتاب های اورجینال بلیک می گفت و اینکه چقدر اوضاع خر تو خ...