این روزهای قشنگ و زودگذر - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 13:20
سگ آبی ، آن ،گاو چوبی، چیپس و پنیر ، فیل ، تصمیم ها ، ذوق و شوق و اشتیاقی که هست ، گلدون آبیه ، دوستی های قدیمی ، دوست های قدیمی ، تهران خلوت ، نمد، اسکلته ، بلقیس ، توماس بارو ، گربه چوبی که زمانو یادآوری میکنه ، فرصت ، خطی که نرم تر شده ، هوای معرکهای که الان هست و نیست ، آدما ،آدما ، آدما ، آدما ...
pray for Syria - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 13:20
بیشتر از هفتاد تا سوری ، با احتساب بچه ها ، به طرز وحشیانه ای زیر حمله شیمیایی خفه شدن.مرا دوست بدار در ورای سرزمین های اندوه و سرکوبورای این شهرمانکه پر از مرگ است...نزار قبانی
کم کم کم کم کم کم کم - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 13:20
روز بزرگی بود. بعد از سه ماه. پرنده ، از اختراع زبان ، سال ها میگذره. ازشون استفاده کن به جای این نگاه ها.  مسافت ، مرسی مرسی مرسی.
Lovers & Lautrec - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 13:20
In Bed The Kiss - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 13:20
By Henri de Toulouse-Lautrec
چقدر شاد شدم - تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 15:26
مقداد نوشته یکی از شاگرداش ، به اسم آسیه ، تصمیم گرفته ادامه تحصیل بده و از کلاس ششم بیشتر بخونه. اینطوری میشه اولین دختر آیرقایه که ادامه تحصیل میده و میره کلاس هفتم.این خیلییی معرکهست.بازی رو هم که بردیم.
زندگی های آبی خنک ، با باد و البته سر سبز - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 21:36
چقدر کار های کلیمت زیباست.آدم میره.چی باعث میشه هفت صبح بری سراغش.  پرسید اگه همین الان یکی از آرزوهات براورده میشد ، چی آرزو میکردی ؟  
today was the day that WOW - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 23:06
روز قشنگی بود. (اینو ظهر نوشتم، الان که میخوام ادامه بدم ، باید بگم روز قشنگ و کاملی بود)فرسو و لا اینا اسباب کشی کردن ، رفتن یه خونه خیلی قدیمی و عجیب که ویلایی و دو طبقهست. از همونایی که حوض و حیاط خلوت و پله توی خونه داره. باحال و هیجان انگیز بود در اولین نگاه ، خیلی خسته و درب و داغون بودن. یه
به سبزه آراسته شدم. - تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 16:33
بهترین نوع سرماخوردگی ، سرماخوردگی بدون گلو درده.شما تب می کنی ، لرز می کنی،میری زیر پتو و BYE EVERYBODY.ممکنه با خودتون فکر کنید پتو که همیشه خوبه و بله ، هیچ شکی در این نیست اما زمانی که لرز می کنید ، اون زیبایی ، دوچندان میشه.البته ناگفته نماند که من تو همین دو سه ماه اخیر انواع سرماخوردگی رو تجر...
قطار به ایستگاه شانزدهم رسید - تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 16:33
چه خوب که رفتم.دلم تنگ شده بود. فطای مهربون رو دیدم یهو گفت وااای اگه چشماتو نمی دیدم ، نمیشناختم.همه از کل سال میگفتن و کارهایی که انجام دادن. یه قسمت خیلی جالب بود با عنوان "کلمه ها برای اذیت کردن ، نیستند" اونم به این شکل بود که یه قلب مقوایی رو میدید دست بچه ها هرچی فحش بلد هستن ، می ن
IN WONDERLAND - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 4:46
آلیس: ممکنه به من بگویی از کدام طرف باید بروم ؟ گربه: کاملن بستگی دارد کجا بخواهی بروی.آلیس:کجایش  خیلی مهم نیست.گربه: پس طرفش هم مهم نیست.آلیس برای توضیح گفت: فقط اینکه به جایی برسم.گربه جواب داد: راه که بری حتمن به جایی می رسی.
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت، گفتا تو بندگی کن کاو بندهپرور آید - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 19:13
صبح که خواستم برم یکم شک داشتم ، وقتی رسیدم دم در ، خیلی بیشتر.گفتم ببین میتونی همین الان بری و کلن فکر نکنی ، یکم راه بری تو خیابونا بعد برگردی و به روی خودت هم نیاری یا اینکه مثل تابستون یکی دوسال پیش بری و مواجه بشی ، که خب رفتم و جالب ترین نکته این بود که خیلی ریلکس و آروم بودم. یعنی میدیدم تفاو
همانا که مرگ رهاییست - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 19:13
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
انقلوب - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 1:33
دیوار هارو رنگ کردن. آبی بنفش. من یکم بَشاش تر بودم ، مشکل حل بود.
a golden age i know - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 1:33
today was awesome <=
Such imagination seems to help the feeling slide - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 1:33
     یه چراغ قوه داشتم تو پاتختیم ، برای اینکار. البته هیچ وقت در این حد حرفه نشدم.
You want the whole thing - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 1:33
فردا اختتامیهست. برام کارت مهمان جور کرده بود ، امروز خواستم برم که نرفتم. احتمالن فردا.ورکشاپ داشت ساعت شش.امروز از اتوبان مدرس میومدیم ، درخت هارو  هرس کرده بودن. معرکه بود. معررررکه. خیلی زیبا بود. دلم میخواست راه برم اونجا.دلم بدجوری سفر میخواد. خزیدن تو کیسه خواب و سرما و کوله پشتی سبزه. تو عید...
She's the one who made you wild - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 1:33
In her mou ing, in her griefDon't you miss the wayThat she brushed her heavy hairOh and la la la la laاین آهنگ Cocorosie رو که گوش می دادم ، یه جاهایی بود که به فارسی یه چیزایی می گفت. اول فکر کردم که خب حتمن یه ورژن دیگهست یا یه چیزی توهمون مایه ها که الان فهمیدم اصل آهنگ ، همونه. قشنگه.
سپیمهر فرستاد - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 1:33
شما که زیبائید تا مردانزیبایی را بستایندو هر مردی که به راهی می شتابدجادویی لبخندی از شماستو هر مرد در آزادگی خویشبه زنجیر زرین عشقی ست پای بستعشق تان را به ما دهیدشما که عشق تان زندگی ست!و خشم تان را به دشمنان ماشما که خشم تان مرگ است. احمد شاملو
beautiful you - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 1:33
رفتم ، بدک نبود. صبح یکی پرسید امروز کیه ؟ و بله جواب پارسه بود. انقلاب خیلی قشنگ بود.مثل همیشه.یه دفتر A5 گرفتم. از همونایی که عمودی سیمی شده. از سال پیش می خواستم از اون اسکچ بوک های سیمی نشده بزرگ بگیرم ، گذاشتم به عنوان جایزه. هر موقع که فکر کردم در اون حد کارام خوب شده که وارد یه دفتر اون شکلی ...

برچسب‌های محبوب

see the funny little clown | far away