کوکو - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:18
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
روز مردگی - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:18
دارم میرم کلوپ. حال و حوصله ندارم. یه هفته گذشته از دیدن کوکو و هیچی نگفته. دو هفته هم از پلاسکو. هنوزم باورم نمیشه. تولدم نزدیکه. دو سال پیش پاشدم تنهایی تو بلوار قدم زدم. امسال هم خیلی بی برنامهم. منتظر آدم های درست و به جا هستم هنوز. دلم میخواد امدادگر شم. از دوسال پیش میخواستم اقدام کنم برای صلی...
یار یار یار - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:18
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
پرش پارسه مرادی - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:18
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
born to die die die - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:18
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
پارسه فیروز - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 11:18
مرو بشنو از دوردلم میخواهدتهر روز با آوازدلم میخواندت.....+ تگرگ پرت میکنم سمت آسمان.......
شب به گلستان تنها - تاریخ: 1395/11/1 ساعت: 1:36
منتظرت بودم. نیومدی پرنده. تا جمعه خیلی مونده. گفتش اول مطمئن شم دو طرفهست ، بعدن انقدر فاز بردارم. دوست دارم.
hear me - تاریخ: 1395/11/1 ساعت: 1:36
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
are you truly mine ???!! - تاریخ: 1395/11/1 ساعت: 1:36
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
پارسه پارسی - تاریخ: 1395/11/1 ساعت: 1:36
امروزه. بعد دو هفته.استرس دارم.
جمعه بی پرش - تاریخ: 1395/11/1 ساعت: 1:36
میدونستم نمیاد. ته قلبم میدونستم. جدی حس میکردم نیومدنش رو. واسه همین نخورد تو ذوقم. اونم باید بخواد دیه. نمیشه که همهش من خودمو به در ودیوار بزنم ، اونم ریلکس و بدون واکنش باشه. منطقیام. هاهاهاهاهاها.معلومه که میومد خوشحال میشدم.حالا نیومده. به درک دیه چیکار کنم. یه پسره بود از این تینیجر متال بازا...
روز های خوش غلتیدن رو چمن - تاریخ: 1395/11/1 ساعت: 1:36
روزایی هستن که میخوام بگردم ، برم بین مردم. 
و من تنها میمونم. - تاریخ: 1395/11/1 ساعت: 1:36
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
far away - تاریخ: 1395/10/2 ساعت: 23:35
میرم زیر پتو و به اون روزی فکر میکنم که به راحتی به فاکتون بدم. نه عذاب وجدانی نه چیزی. حتا نمیخوام بمیرید. فقط میخوام زجر بکشید.
کانگورو - تاریخ: 1395/10/2 ساعت: 23:35
برخواه جان ، فاک یو اگن.
see the funny little clown - تاریخ: 1395/10/2 ساعت: 23:35
no one knows she's crying no one knows she's dying
هه - تاریخ: 1395/10/2 ساعت: 23:35
هرچی دورتر ، بهتر.خودمم که نمیخوام. نمیدونم. خودمم.خود درگیریه. میدونم که گارد دارم در حد تیم ملی. نسبت به همه حس های قشنگ.دلم میخواد برم پراگ.
یه دیقه بیشتر - تاریخ: 1395/10/2 ساعت: 23:35
شاهین کریمی تو راننده خیلی خوبی هستی و امیدوارم شاد باشی و شادی کنی.یلدا پیش فاک و فامیل بودیم با این تفاوت که مری هم اینجاست. چند روز پیش ما بود امشب رفت باز برمیگرده. وقتی که نیست فکر میکنی مهم نیست و عادت شده ولی وقتی برمیگرده دوباره اون حس گرم و مهربون خانواده میره زیر زبونت. چهارشنبه هفته بعد پ...
بچه ها کوچک بودن فارغ از موشک بودن - تاریخ: 1395/10/2 ساعت: 23:34
دلم میخواد کتایون رو اونقدر بزنم که صدا سگ بده.این همه تنفر چیه تو وجودم. به مامان میگم احساس میکنم مری و لیدا دورو ان. میگه هههههه !! میدونی چه حرف سنگینیه؟!  اونا خیلی دوست دارن.خیلی.  به هر حال هر گلی یه بویی داره دیگه. دلم میخواد خون بالا بیارم. یکی از چیزایی بوده که هرموقع حالم بد بوده ، بهش فک...
for my true and endless loneliness - تاریخ: 1395/10/2 ساعت: 23:34
اندازه تمام زمانایی که میرفتم یه گوشه کمد چراغ قوه روشن میکردم ، تمام موقع هایی که تو شمرون از ساعت چهار صبح بیدار میشدم و صدای اون ثانیه شمار تو گوشم بود ، تمام زندگیم که لولولو تو بغلم بود و در گوشش حرف میزدم و هی بهش میگفت آخه چیکار کنم چیکار کنم ، احساس تنهایی میکنم.این تنهایی جدا ناپذیر که باها...

برچسب‌های محبوب

see the funny little clown | far away