شقایق عزیزم
امشب ، شب اولیه که نیستی. واقعن نیستی. دیگه امیدی به برگشتت نیست. رفتی. تویی که میتونستی بهتر از خیلی های دیگه زندگی کنی و هنوز آدما و اتفاقای زیادی منتظرت بودن ، رفتی. عکسات رو میبینم ، پست های پارسال بچه ها که همه چقدرامیدوار بودیم و از کارایی که قرار بود بعد از برگشتنت باهم انجام بدیم می نوشتیم . خیلی زود بود دیگه. بیشتر از اونم حیف بود. واقعن حیف بودی ،شقایق دوست داشتنی و چشم قشنگ. اینکه تو یکی چقدر بهتر از همهمون میتونستی شاد باشی . ته این نامه ها و نوشته هایی که به یه عزیز از دست رفته مینویسن ، میگن مطمئنیم جات خوبه و اینا. منم همینو میگم. غیر از این ممکن نیست. نباید باشه. الان حرفم نمیاد.امیدوارم از دنیای جدیدی که منتظرته ، نترسی. ما همه امشب به فکرتایم. تنها نیستی.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی