اندازه تمام زمانایی که میرفتم یه گوشه کمد چراغ قوه روشن میکردم ، تمام موقع هایی که تو شمرون از ساعت چهار صبح بیدار میشدم و صدای اون ثانیه شمار تو گوشم بود ، تمام زندگیم که لولولو تو بغلم بود و در گوشش حرف میزدم و هی بهش میگفت آخه چیکار کنم چیکار کنم ، احساس تنهایی میکنم.
این تنهایی جدا ناپذیر که باهام گره خورده.از همون بچگی.
برچسب: for my true love,for my true love poems,for my true friend,
نویسنده: سام قربانی