خرید بک لینک

حسی که بعد از بالا اوردن داری ، خیلی باحاله. حس میکنی هیچی نیستی. انگار کف دست ها و پاهات دریچه هایین که ازشون تمام مغز استخوان ها میره بیرون.

زمستون هم اینطوری شدم. همون موقع که حتا نمیتونستم از این پهلو به اون پهلو بشم و خواب و بیداری دهنم رو صاف کرده بود، میدیدم وایکینگ ها حمله کردن و من باید از ترجمه های محمد جوادی ،( خودمم نمیدونم واقعن چرا) محافظت میکردم و در عین حال ، صدای اطرافیان که اصرار میکردن یه چیزی بخورم یا مدام حالم رو میپرسیدن.

سه بار بالا اوردم و باهاش کل وجودم اومد بیرون.

پریروز حالم از آنالی اکبری بهم خورد صبح هم تو همون حالت هوشیاری و منگی فکر کردم چرا باید پست ها و نوشته های یه مشت آدم که باعث تشدید حالت تهوعم میشه رو ببینم. یه عالمه آدم رو حذف کردم و راضیم. تصمیم قشنگی بود.

برچسب: نویسنده: سام قربانی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 23:12

صفحه بندی