یادمه سه چهار سال پیش روی یه هزار تومنی خوندم که امشب (به تاریخ اون موقع) برای دوست دخترش خواستگار میاد و الان سر پستش وایساده و خیلی حالش بده.
چرا الان یادش افتادم ؟ نمیدونم.
باید اون پول رو نگه میداشتم به جای اینکه بدم به راننده تاکسی.
برچسب: سربازها,
نویسنده: سام قربانی