نشسته بودم ، منتظر کچل شدن ، داشتم داستان های پس از مرگ و مقدمه بابک تبرایی رو میخوندم ، شش ، هفت ساعت بعد دیدم دف نوشته امروز تولدشه.
پ.ن: اینو چندین دقیقه بعد نوشتم:
وقتی داشتم نامه بابک تبرایی رو به سلینجر ، با مضمون" ببخشید که ما دست به دست هم دادیم و حالا همه جا هست این سه تا داستانی که نمیخواستی هیچوقت چاپ بشه اقای سلینجر" رو میخوندم ، اشک تو چشام جمع شد. نمیدونم هم چرا دقیقن.
دیدن اینکه امروز تولدشه ، اتفاقی نیست.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی